حسن ابراهيم حسن ( مترجم : ابوالقاسم پاينده )

91

تاريخ الإسلام ( تاريخ سياسى اسلام ) ( فارسى )

مكيان از سفر او آگهى يافته بودند و مىدانستند كه وى از مردم طايف بر ضد قريش يارى طلبيده است و در آزار وى جدىتر شده بودند . محمد از مطعم بن عدى تقاضاى حمايت كرد . مطعم با فرزندان خود مسلح شد و بهمراه محمد وارد حرم شد و او بدون بيم از آزار قريش در آنجا نماز كرد و طواف كرد و كسى متعرض وى نشد ، پس از آن كار خويش را از سر گرفت و به دعوت مكيان پرداخت . دعوت قبايل عرب در ايام حج محمد ص به دعوت قبايل عرب مىپرداخت و آنها را به پرستش خداى يگانه ميخواند . اما عمويش ابو لهب همه جا همراه او ميرفت و تكذيبش ميكرد و فرياد ميزد : " محمد بشما ميگويد لات و عزى را به يكسو افكنيد ، بدعت و ضلالت او را نپذيرند ، فرمان او را مبريد . " مردم عرب نيز براى جلب رضايت قريش از قبول دعوت او سر باز ميزدند و بعضى از آنها با وضعى ناشايسته و زشت دعوتش را رد ميكردند . استقبال مردم يثرب از دعوت رسول دعوت محمد ص بنزد مردم يثرب زمينه مناسبى پيدا كرد ، گويا يثربيان از نزاع و مخالفت قريش يا مسلمانان خبر داشتند و مىدانستند كه گروهى از پيروان محمد ص براى فرار از آزار مخالفان به حبشه سفر كرده‌اند . بعلاوه مىدانستند كه بعضى مردان قريش و بعضى كسان از قبايل مختلف باسلام گرويده‌اند ، اين اطلاعات بوسيله كسانى كه از يثرب به مكه مىرفتند در يثرب انتشار يافته بود ، بسال دهم هجرت طايفه اوس كه در يثرب مىزيستند گروهى را به مكه فرستادند تا كمك و حمايت قريش را بر ضد طايفه خزرج جلب كنند . محمد با اينگروه ملاقات كرد و آنها را باسلام دعوت كرد كه بعضيشان مسلمان شدند و بعضى ديگر از قبول اسلام سر باز زدند .